![]() |
|
|
برای مصاحبه درباره ملی شدن صنعت نفت، به سراغ یکی از پیشکسوتان و کسی که خود روزگاری این واقعه را دیده و با آن درگیر بوده است یعنی آقای حسین گل بیدی رفتیم. وی همچنین کتابی با عنوان «آیت الله کاشانی و نفت» نگاشته است که انتشارات اسلامی آن را منتشر ساخته است. حسین گل بیدی از فرهنگیان اصفهان می باشد که سالها برای تعلیم و تربیت ناشنوایان تلاش کرده است. وی پس از باغچه بان، دومین کسی است که مدرسه ای برای آموزش ناشنوایان در ایران راه اندازی کرده است. مباحث مطروحه در مصاحبه، لزوما نظرات صاحب وبلاگ نیست. - به عنوان اولین سوال، زمزمه های ملی شدن صنعت نفت از چه زمانی آغاز شد؟ اول صحبت، من یک مطلبی را خدمت شما عرض کنم؛ من برای تمام مطالبی که بیان می کنم، سند و مدرک دارم. من اول مقدمه ای را بیان کنم. قبل از دوره چهاردهم مجلس شورای ملی، کمونیستها به رهبری پیشه وری آذربایجان را گرفته بودند. قوام السلطنه که در این زمان نخست وزیر بود، دنبال فیصله دادن این ماجرا بود. پیشه وری خیلی از مخالفان و علما را در آذربایجان کشته بود و کلا کشتار بدی در آذربایجان راه انداخته بود. قوام السلطنه در دوره چهاردهم به کمونیستها میدان داد. کمونیستها در انتخابات شرکت کردند. برای نمایندگی مجلس، در اصفهان شخصی به نام تقی فداکار که رئیس حزب توده بود انتخاب شد. یادم هست که وقتی می خواست برای شرکت در مجلس به تهران برود، از دم کارخانجات ریسندگی بالا تا دروازه انوشیروان، کارگران ایستاده بودند این طرف و آن طرف خیابان و دسته گل روی ماشین او می ریختند... ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 8:45 توسط یونس سماوی
|
نمی توان از عرفان سخن گفت اما از عشق حرفی نزد. همه پهلوانان عرصه ی عرفان این سرزمین، عاشق نیز بوده اند. مولانا نیز از این قاعده مستثنا نیست. اما عشقِ مولانا عجیب همراه با شوریدگی و شیدایی است.
عشق پیدا و نهان مولانا شناخت عشق را بسیار دشوار می داند، چرا که معشوق مولانا هم پیدا است و هم پنهان: مثال عشق، پیدایی و پنهان/ ندیدم همچو تو پیدا نهانی و بیان این عشق برای مولانا، کاری صعب و دشوارتر: در نگنجد عشق در گفت و شنید/ عشق دریایی ست قعرش ناپدید قطره های بحر را نتوان شمرد/ هفت دریا پیش آن بحریست خُرد اصلا عشق حقیقتی نامتناهی است و بیان آن تمامی ندارد: شرح عشق ار من بگویم بر دوام/ صد قیامت بگذرد وآن ناتمام و نوشتن آن ناممکن...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 18:48 توسط یونس سماوی
|
اشاره: 1) نامه سرگشاده کروبی به وزیر اطلاعات را درباره تخریب حسینیه دراویش بخوانید. ۲) این پست و این پست که قبلا نوشته ام را نیز بخوانید. ۳) این سخنان جک استراو درباره ایران بسیار جالب است. البته این که چرا اکنون که سمتی ندارد چنین سخنانی را گفته، جای سوال دارد اما در هر حال در نوع خود جالب است.
چند روز پیش، حسینیه دراویش گنابادی در اصفهان تخریب شد. می خواستم پست مفصلی بنویسم که وقت یاری نداد. بدون قانون، بدون توجه به آزادی عقاید و تفکرات مردم، بی توجه به مصالح کلان مملکت، دشمن تراشی کردن برای انقلاب چه توجیهی دارد، نمی دانم. چند سال پیش، در نمایشگاه کتاب تهران در غرفه دراویش( آن طور که در یاد دارم، انتشارات حقیقت نام داشت) با آنها صحبت می کردم. نسبت به همه چیز بد بین بودند و ناراضی از تعرض به حقوق شهروندی آنها. پرسش اینجاست که با تخریب حسینیه آنها چه اتفاقی افتاد؟ دسته دسته به طرف انقلاب آمده و آیین تصوف را کنار گذاشته، به نیروهای انقلابی پیوستند؟! چه چیزی دستگیر وزارت اطلاعات شد. این کار حتی به کم رونق شدن فعالیت آنها هم نخواهد انجامید چون مسلما آنها جلسات خود را حتی به صورت مخفیانه و خانگی ادامه خواهند داد. هیچ چیز تاکنون به اندازه حماقت دوستان نادان نتوانسته برای این انقلاب دشمن تراشی بکند. و سخن آخر آن که با فرض خاطی بودن این افراد باید طبق قانون و در دادگاه صالحه علیه آنها حکم صادر شود نه با خشونت و تخریب بی قانون حسینیه هایشان، با آنها برخورد صورت گیرد. این ظلم آشکار است.
+
نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 9:41 توسط یونس سماوی
|
|
![]() |
|
Powered By Nardeban Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:. |
|