تبليغاتX
یونس در اقیانوس
 

 

 

درباره برخورد با متصوفه و وقایع اخیر بروجرد

چندی است که اخبار درگیری بین افراد مذهبی مسجدالنبی بروجرد(ص) با دراویش آن منطقه، در سایتهای خبری منتشر می شود.

هدف من از این نوشته آن نیست که به دفاع مطلق از متصوفه بپردازم و یا آن که تفکرات آنان را بدون عیب و نقص بدانم. اما از آن جایی که مدتی است در کشور، شاهد برخورد با متصوفه هستیم- چندی پیش خراب کردن حسینیه آنها در قم و امروز در بروجرد- و همچنین با توجه به نسبتهای نه چندان منصفانه ای که به متصوفه داده می شود، تحلیلی واقع بینانه و به دور از تعصب به این موضوع، می تواند مفید باشد.

اگر چه ممکن است این مقاله برخی را بر آشوبد اما در دید نگارنده، «حقیقت» و بیان آن از هر امر دیگری مهم تر و ارزشمندتر است. 

نکته اولی که در خبرهای مربوط به برخورد با متصوفه می توان مشاهده کرد، جعلی قلمداد کردن و زیر سوال بردن مطلق تصوف است. حتی در مواردی، در بعضی وبلاگها، تصوف به انگلیس نسبت داده شده بود! نمی دانم کدام ساده لوحی- در مودبانه ترین بیان- این سخن را باور می کند که تصوف که چند سده از عمر آن در این مملکت می گذرد، انگلیسی باشد.

ممکن است مخالفان، مواردی را از دل تاریخ بیرون بکشند و با استناد به آنها متصوفه را محکوم به همسویی با استعمار کنند؛ اما اگر قرار به استناد به چند قضیه نادر تاریخی است، مگر نمی توان از این موارد، در مورد طیفها وگروهای دیگر جامعه پیدا کرد؟! صوفیه مانند وهابیت و یا بهائیت، فرقه ای جعلی نیست که براحتی بتوان چنین مسائلی را به آن نسبت داد. اگر هم احیانا مساله ای وجود دارد، باید با سند و مدرک کاملا اقناع کننده، بیان شوند نه این که صرفا تهمتهایی زده شود که این کار، از دست هر کسی بر می آید. 

جدا کردن عرفان از تصوف، با این عنوان که عرفان واقعی از عرفان متصوفه جداست نیز به هیچ عنوان صحت تاریخی ندارد.

مولانا، حافظ، عطار نیشابوری، جامی و... از عرفای بزرگی هستند که به صوفیه تعلق دارند و درباره بزرگی آنها هیچ شکی نیست.

بابا رکن که در تخت فولاد اصفهان مدفون است، از بزرگان متصوفه است و بزرگانی چون شیخ بهایی و نیز از معاصران، آیه الله بهاءالدینی وی را تایید کرده اند. شیخ بهایی نیز در اواخر عمر، خبر وفات خود را بر سر مزار بابارکن، از این عارف بزرگ می گیرد و مرحوم بهاءالدینی در دیداری که از تخت فولاد اصفهان داشته است به این نکته اشاره می کند که مزار او محل تردد ملائکه است.

نمی توان گفت بابارکن عارف واقعی بوده ولی صوفی نبوده است. این گونه توجیهات خود را فریفتن است؛ چرا که لفظ «بابا» متعلق به سلسله های صوفیه است و به هیچ روی نمی توان آن را توجیه وتفسیر کرد.

مرحوم اسماعیل دولابی از عرفای معاصر نیز عارف بودن مولانا را تایید می کردند و حتی او را از حافظ علیه الرحمه نیز بالاتر می دانستند.

مخالفان برای زیر سوال بردن صوفیه، به برخی استفتائات از فقها رجوع می کنند. دعوای تاریخی بین فقها و عرفا بر کسی پوشیده نیست؛ آیا رجوع به حکم فقها برای اظهار نظر درباره صوفیه یک طرفه به قاضی رفتن نیست؟!

حقیقت آن است که عرفا و آثار ارزشمندی که از خود به جای گذاشته اند، مولانا و مثنوی بزرگ او، محی الدین و فصوص و فتوحات، عطار و منطق الطیر و... همه و همه از میراث ارزشمند این مرز و بوم هستند که با یکی دو فتوا نمی توان آنها را نابود و یا از میدان به در کرد. امروز دور، دور فقهاست و روزی دیگر دور متصوفه خواهد بود؛ چنانچه در گذشته، در قرونی مانند شش و هفت و هشت، دور با صوفیه بوده است.

آیا بهتر نبود در این روزگار، با مدارا و سعه صدر، دراویش گنابادی را از افرادی بدون خطر به افرادی معاند تبدیل نمی کردند؟

صدها سال است این گروهها در این مملکت زندگی کرده اند و جز موارد معدود تاریخی، دردسر ساز نبوده اند و قرائن هم نشان نمی دهد که در این زمانه خطری محسوب شوند.

همه فرق اسلامی باید بتوانند آزادانه در این مملکت که حکومت آن اسلامی است، زندگی کنند.

شاید افرادی که به فکر سرکوب تصوف افتاده اند، گرایش برخی جوانان به تصوف را دیده اند؟ اما حقیقت آن است که این گونه افراد بهتر است به جای سرکوب رقبا، عملکرد خود و علل دوری جوانان از تفکراتشان را مورد مداقه قرار دهند. البته در مورد برخی تبعات منفی برخی تفکرات شبه عرفانی و یا عرفانهای تحریف شده، در آینده مقاله ای با عنوان « نگاهی به جامعه امروز ایران؛ یونس در اقیانوس» در این وبلاگ قرار خواهم داد.

فرهنگ و فرهنگ و فرهنگ؛ همان چیزی است که این جامعه تشنه آن است؛ خلا فرهنگ همانی است که عده ای ساده اندیش را با چوب و چماق و بولدوزر به مصاف صوفیه می کشاند. در این بین، مسلما از طرف مقابل نیز نباید انتظار داشت که بدون خطا عمل کند.

تفکر را نمی توان به بند کشید و مبارزه فیزیکی با آن هیچ سودی برای عاملان آن نخواهد داشت؛ مگر آن که تفکری، از صرف تفکر بودن خارج شود و به پدیده ای ضد اجتماعی تبدیل شود که درباره متصوفه، این موضوع نیز صدق نمی کند. چنان که شواهد نشان می دهد، این رفتارها به معروفیت بیشتر این گروه صوفیه نیز انجامیده است.  

تصوف به لحاظ فکری، خالی از چون وچرا نیست؛ بخصوص در دوران اخیر، عوام فریبی، رواج بی سوادی در بین آنها و... قابل چشم پوشی نیست؛ اما اگر قرار به انتقاد باشد، مگر به فقها انتقاد وارد نیست؟ محدود شدن دین به رساله و چهار حکم فقهی- که بسیاری از آنها دیگر کارآمدی خود را در این زمانه از دست داده اند- و یا حداکثر گفتن چهار تا توصیه اخلاقی ساده که هر کسی به حکم فطرت خود آنها را بلد است، شرایط مطلوب و قابل دفاعی است؟! پس چرا فقط انتقاد به متصوفه؟! چرا به نقاط قوت تصوف نگاه نشود؟

شنیده شده است که برخی از روحانیون و مذهبی های ساده اندیش بروجرد، دراویش را به مناظره فراخوانده اند. اگر قرار بود اختلاف فقها و متصوفه حل شود، در این هزار و اندی سال، این اتفاق افتاده بود. تمایل برخی به فقه و برخی به تصوف، به شاکله شخصیتی افراد و خلقت و روحیات متنوع افراد، نوع پرورش خانوادگی، شرایط اجتماعی که فرد در آنها بزرگ شده است و دهها مولفه پیچیده دیگر بر می گردد؛ مگر می توان همه این مسائل را در یکی دو مناظره حل کرد؟

و حتما پس از مناظره هم متصوفه، دسته دسته به راه راست هدایت شوند و از آن پس ذیل نظرات فقها دینداری کنند؟! نگاه سطحی به مسائل اجتماعی تا به کی؟

علامه تهرانی در جلد سوم کتاب الله شناسی از قول مرحوم علامه طباطبائی می گوید:«... اين‌ مشروطيّت‌ و آزادي‌ و غرب‌ گرائي‌ و بي‌ديني‌ و لااُبالي‌گري‌ كه‌ از جانب‌ كفّار براي‌ ما سوقات‌ آمده‌ است‌ ، اين‌ ثمره‌ را داشت‌ كه‌ ديگر درويش‌كشي‌ منسوخ‌ شد، و گفتار عرفاني‌ و توحيدي‌، آزادي‌ نسبي‌ يافته‌ است‌. و گرنه‌ شما مي ديديد امروز هم‌ همان‌ اتّهامات‌ و قتل‌ و غارتها و به‌ دار آويختن‌ها براي‌ سالكين‌ راه‌ خدا وجود داشت‌!...» 

(بخشهایی از این کتاب را اینجا و  اینجا بخوانید. البته بخشهای دیگری از کتاب را نیز در ادامه مطلب آورده ام.)

مسلما برخورد با متصوفه و تعرض به حقوق شهروندی آنها، تبعات اجتماعی بدی خواهد داشت که در آینده خود را نشان خواهد داد. تخریب حسینیه با بولدوزر، تعرض به اموال افراد مسلمان به حساب می آید و نتایج این گونه عملکرد، در آینده معلوم خواهد شد. در این بین، سکوت مسئولان نیز به هیچ عنوان قابل توجیه نیست.

نظر دکترعبدالله شهبازی را هم در این باره را از اینجا بخوانید.

نمونه ای از لحن غیر مودبانه علیه متصوفه را هم از اینجا .


ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 18:51 توسط یونس سماوی |





 

فرهنگ مکتوب در کشور ما

 

...معمولا وقتی درباره علل میزان کم مطالعه در ایران صحبت می شود، عوامل اقتصادی و گران بودن کتاب، اولین موضوعی است که بدان اشاره می شود.

اما آیا این موضوع مهمترین عامل برای بی رونقی کتابخوانی در کشور ماست؟ در این که گرانی کتاب موضوع مهم و اثر گذاری است، شکی نیست اما اگر آن را مهمترین عامل بدانیم به نظر می رسد تا حد زیادی به خطا رفته باشیم. با نگاهی اجمالی به اقشار مختلف جامعه می توانیم به راحتی به این موضوع پی ببریم که بسیاری از کسانی که اهل مطالعه هستند، از نظر اقتصادی در وضعیت معمولی قرار دارند و چه بسیار افراد با تمکن مالی که به عمرشان یکبار هم به مطالعه کتاب نپرداخته اند...

...طبق آمارهای منتشره، اروپا با حدود 20درصد جمعيت جهان، 70درصد كتابهاي مصرفي جهان را توليد مي كند و ما به راحتی سیل کتب ترجمه شده از غرب را در محافل و مراکز فرهنگی ایران می توانیم مشاهده کنیم. واقعیتی که معضلات خاص خود را به دنبال داشته است.

اکنون تفکر جوانان ایرانی با کتبی شکل می گیرد که در فرهنگ اومانیستی غرب تالیف وعرضه می شوند و به عبارت دیگر حتی اگر سرانه مطالعه در ایران با وضعیت کنونی نشر کتاب بالا رود، امید تحولات مثبت را نمی توان داشت؛ به جهت آن که با مطالعه کتابهای موجود، بیش از آن که در خدمت فرهنگ شرقی و اسلامی ایران قرار گیرند، از آن دور شده و یا احیانا در تقابل با آن قرار می گیرند...


ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 18:1 توسط یونس سماوی |





 

ما سرانجام هر چه را در « خارج» می جستیم، در « درون» یافتیم

 

...به یاد خدا باش تا خدا به یادت باشد، اگر خدا به یاد انسان بود، از جهل رهایی می یابد و اگر در کاری مانده است، خداوند نمی گذارد عاجز شود و اگر در مشکل اخلاقی گیر کرد، خدایی که دارای اسماء حسنی است و متصف به صفات عالیه، البته به یاد انسان خواهد بود...

... روزی به اتفاق پروفسور مورگان، خدمت علامه طباطبایی رسیدیم. از اولین لحظه، حضور معنوی و روحانیت علامه طباطبایی پرفسور مورگان را شیفته‌ی خود ساخت و استاد آمریکایی فوراً احساس کرد که در حضور شخصی قرار گرفته است که علم و حکمت را از مرحله‌ی فکر به مقام عمل رسانیده و آن‌چه می‌گوید چشیده و پیموده است...


ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 20:33 توسط یونس سماوی |





یکسان سازی فرهنگی، هدف «آمریکایی سازی» جهان 

...آمریکا پس از بین رفتن قطب مقابل خود، مصمم تر تصمیم به آن گرفت که خود را به قدرت بی رقیب دنیا بدل نماید. البته نخبگان آمریکایی از آن مقدار هوش و درایت برخوردار هستند که بدانند این تسلط بلامنازع احتیاج به آن دارد که مردم دنیا نه تنها به لحاظ سیاسی بلکه در همه ابعاد فرهنگی، اقتصادی و... آمریکا را یگانه جهان بپندارند و دقیقا از همین جاست که موضوع «آمریکایی سازی» جهان مطرح می گردد.

...«استیل زندگی امریکایی » و به عبارت جامعتر«تمدن امریکایی»، آن چیزی است که آنها سعی دارند بر اساس آن، شیوه زندگی مردم دنیا را شکل دهند...

...در هر لحظه از طرف محصولات فرهنگی امریکایی، سیلی از «روشهای چگونه زیستن» به جوان این زمانه ارائه می شود در حالی که او در مقابل این سیل، هیچ گونه جایگزینی نمی یابد...

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 16:20 توسط یونس سماوی |





 

تجربه هایی گرانبها و پر هزینه تا رسیدن به استقلال

 

امروزه برای ما ایرانیان و بخصوص نسلهای جوان که وقایع پیش از انقلاب را درک نکرده اند، استقلال کشور امر تازه و بدیعی به نظر نمی رسد، اما رجوع به تاریخ این کشور و خواندن وقایعی که در ایران اتفاق افتاده است، حکایت از این دارد که این استقلال، طی سالیان دراز و با تجربیات و زحمات فراوانی بدست آمده است و این موضوع خودبخود ما را برای حفظ این استقلال هشیارتر می کند.

تصویب لایحه کاپیتولاسیون در سال 43 به خوبی این موضوع را نشان می دهد که در حدود چهل سال پیش، ایران برای ایالات متحده، کشوری در حد یک مستعمره به حساب می آمده است.

ماجرای کاپیتولاسیون یا حق قضاوت کنسولی به معاهده ترکمنچای(1202ه.ش) برمی گردد.در این زمان بود که برای اولین بار روسیه تزاری از ایران حق قضاوت کنسولی گرفت و چندی بعد، این امتیاز به انگلیس‌، امریكا، فرانسه، آلمان، اسپانیا، اتریش و... هم داده شد.

اما در سال 1297شمسی( 1918میلادی) یعنی یک سال پس از انقلاب روسیه و سقوط تزارها و روی کار آمدن سوسیالیست ها، دولت روسیه اعلام کرد که این حق را ملغی اعلام می کند و این کار در توافقی که در سال 1921 امضا شد، عملی گردید.

در سال 43  محمدرضاپهلوی تصمیم گرفت که بار دیگر نظامیان آمریکایی را مشمول این قانون قرار دهد که در نوع خود نوعی ارتجاع و عقب گرد محسوب می شد. 

اما چند روز پس از تصویب این لایحه، مجله داخلی مجلس شورای ملی که متن کامل مذاکرات مجلس را در برداشت، بدست امام خمینی رسید. سخنرانی امام دراعتراض به لایحه کاپیتولاسیون را باید از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران به حساب آورد.

از این زمان بود که در نهضت ایران، موضوع مبارزه با امپریالیسم در کنار مبارزه با استبداد پهلوی به صورت جدی مطرح شد. و نیز از این زمان بود که پهلوی خطر وجود امام درداخل کشور را به طور جدی حس کرد و دست به تبعید سیزده ساله ایشان زد که تا زمان وقوع انقلاب ادامه داشت.

امام به منظور افشای این لایحه تصمیم گرفتند که طی ایراد نطقی، این عمل رژیم شاه را به اطلاع عموم برسانند. قبل سخنرانی نیز پیک هایی همراه با نامه برای علمای نقاط مختلف کشور فرستادند.

رژیم شاه که از برنامه سخنرانی امام  اطلاع پیدا کرده بود، برای جلوگیری از این سخنرانی نماینده ای به قم اعزام داشت. او موفق به دیدار با امام نشد ولی در دیداری با حاج آقا مصطفی خمینی، این پیام را برای امام فرستاد:

«...آمریکا به منظور کسب وجهه در میان مردم ایران با تمام قدرت فعالیت می کند و پول می ریزد و از نظر قدرت در موقعیتی است که هرگونه حمله به آن، به مراتب خطرناکتر از حمله به شخص اول مملکت است. آیت الله خمینی اگر این روزها بنا دارند نطقی ایراد کنند باید خیلی مواظب باشند که به دولت آمریکا برخوردی نداشته باشد که خیلی خطرناک است و با عکس العمل تند و شدید آنان مواجه خواهد شد. دیگر هر چه بگویند حتی حمله به شاه چندان مهم نیست!»

ایشان سخنرانی خود را که در روز تولد حضرت زهرا (س) ایراد می شد، با آیه استرجاع (انا لله و انا الیه راجعون) شروع نمودند. همچنین با توجه به حساسیت حکومت درباره این که نباید به آمریکا تعرضی صورت گیرد، ضمن حمله به رژیم، سخنان بسیار تندی خطاب به آمریکا بیان نمودند:

«... اگر چنانچه كسي يك سگ آمريكايي را زير بگيرد، بازخواست از او مي‌كنند؛‌ اگر شاه ايران يك سگ آمريكايي را زير بگيرد، بازخواست مي‌كنند؛ و اگر چنانچه يك آشپز آمريكايي شاه ايران را زير بگيرد، مرجع[تقلید] ايران را زير بگيرد، بزرگترين مقام ايران را زير بگيرد، هيچ كس حق تعرض ندارد، دادگاههای ایران حق ندارند محاکمه کنند! بازپرسی کنند! باید برود آمریکا! آنجا در آمریکا اربابها تکلیف را معین کنند! ... هیچ کس حق تعرض ندارد چرا؟ برای اینکه می خواستند وام بگیرند از آمریکا. آمریکا گفت این کار باید بشود (لابد این جور است) بعد از سه چهار روز، وام دویست میلیون دلاری تقاضا کردند ... ایران خودش را فروخت برای این دلارها ... ما را جزو دول مستعمره حساب کرد، ملت مسلم ایران را پست تر از وحشی ها در دنیا معرفی کرد... نظامیان آمریکایی، مستشاران نظامی آمریکایی به شما چه نفعی دارند؟ آقا اگر این مملکت اشغال آمریکاست، پس چرا اینقدر عربده می کشید، پس چرا این قدر دم از ترقی می زنید؟ اگر این مستشاران نوکر شما هستند پس چرا از اربابها بالاترشان می کنید؟ پس چرا از شاه بالاترشان می کنید؟ اگر نوکرند مثل سایر نوکرها با آنها عمل کنید. اگر کارمند شما هستند، مثل سایر ملل که با کارمندانشان عمل می کنند، شما هم عمل کنید. اگر مملکت ما اشغال آمریکایی است، پس بگویید... رئیس جمهور آمریکا بداند، بداند این معنا را که منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما. امروز منفورترین افراد بشر است پیش ملت ما...»

امام همچنین در این باره بیانیه ای صادر کردند که در آن ضمن افشا کردن عملکرد رژیم، به آمریکا به شدت حمله شده بود:

«... آیا ملت ایران می داند در این روزها در مجلس چه می گذشت؟ می داند بدون اطلاع ملت و به طورقاچاق چه جنایتی واقع شد؟ می داند مجلس به پیشنهاد دولت، سند بردگی ملت ایران را امضا کرد؟ اقرار به مستعمره بودن ایران نمود؟ سند وحشی بودن ملت مسلمان را به آمریکا داد، قلم سیاه کشید بر جمیع مفاخر اسلامی و ملی ما، قلم سرخ کشید بر تمام لاف و گزافهای چندین ساله سران قوم، ایران را از عقب افتاده ترین ممالک دنیا پست تر کرد؟ اهانت به ارتش محترم ایران و صاحب منصبان و درجه داران نمود؟ ...

از برخی منابع مطلع به من اطلاع دادند که این طرح مفتضح را به دولت پاکستان، اندونزی، ترکیه، آلمان غربی پیشنهاد کرده اند و هیچکدام زیر بار این اسارت نرفته اند، تنها دولت ایران است که اینقدر با حیثیت ملت و اسلامیت ما بازی می کند و آن را به باد فنا می دهد...

امریكاست‌ كه‌ از اسراییل‌ و هواداران‌ او پشتیبانی‌ می‌كند، امریكا است‌ كه‌ به‌ اسراییل‌ قدرت‌ می‌دهد كه‌ اعراب‌ مسلمانان‌ را آواره‌ كند. امریكاست‌ كه‌ وكلا را یا بی‌واسطه‌ یا با واسطه‌ بر ملت‌ ایران‌ تحمیل‌ می‌كند. امریكاست‌ كه‌ اسلام‌ و قرآن‌ مجید را به‌ حال‌ خود مضر می‌داند...»

نه روز پس از سخنرانی در نیمه شب 13 آبان، کماندوهای رژیم، منزل امام را در قم محاصره و ایشان را دستگیر و پس از آن تبعید کردند.

اگر چه این ماجرا با تبعید امام به پایان رسید اما گذشت زمان نشان داد که این حادثه ضربه سختی به پهلوی وارد ساخت. ضمن آن که به آشکارتر شدن ماهیت نهضت شیعی ایران به صورت یک نهضت ضد امپریالیستی انجامید.

چاپ در روزنامه اصفهان( ۲ آبان۸۶)


+ نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 23:49 توسط یونس سماوی |





 

...درتاریکی ها ندا داد که معبودى نیست جزتو ...
پس ندايش را اجابت كرديم و از اندوه نجاتش داديم ...

-----------×××--------

گاه نوشته‌های یونس سماوی
(علی رضا مکاریان پور)

----------×××--------

مقالاتی که از دیگران در این وبلاگ منتشر می شوند و نیز مطالب بیان شده در مصاحبه ها لزوما دیدگاه یونس سماوی نمی باشند و نظر به رعایت امانت منتشر می شوند.






صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

 

آوینی سید مرتضی
اکسیر
اینجانبودن
پارک ممنوع و الا پنچر می شوید
تسنيــــــم، چشمه‌ي بهشتي
تله پاتی
توهم
جایی برای بودن
خبرنگار افتخاری نیویورک تایمز
درباره مسائل مهم
روایت عشق
شاهد بیاورم..؟
قرارگاه
گذرگاه
ما و خودمان
مسک
معماریان محمد
میرزاقلی خان راپورتچی
نفسانیات یک من
هابیل
یادداشت های بزبز قندی

 

 

آيينه فرهنگ پرافتخار ايران اسلامي كدام است؟/ محمد رضا زائري
هشدار؛ قاچاق کراک فقط در ایران
پولدار‎ها چه كار مي‎كنند و چه مي‎خرند؟!/ محمد جواد رفيع پور
اینجا کانادا است؟
انقلاب‌هاي رنگي: ديدگاه مسكو و پكن(1)/ جین ال ویلسون
نکاتی که درباره ی پدرانمان باید بدانیم!
گزارش تصويري: فقرای میلیاردر!
سنت‌، تجدد، پساتجدد ؛ جلسه اول - 1
عقل شخص مسلمـان تمـام نیست، مگر ایـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد
روحم به چشم آمد و جانم به لب رسید/ عليرضا قزوه
میرحسین درخدمت غرب قرارگرفته است/ گفت و گو با سلیمی نمین
اشتباهات روشنفكران ديني و مشكل مشترك همه روشنفكران/ گفتگو با دکتر صادق زيباكلام
ليبراسيون: ايران مي‌خواهد بدون هرگونه امتيازدهي به مذاكرات ادامه دهد
عبور گلوله از غنچه گل رز
شعر و شرع و عرش/ گفت‌وگو با استاد علی معلم

 

 

آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385


 

Site Meter


Powered By Nardeban Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:.