![]() |
|
|
... البته آقای ده نمکی حق دارد در جامعه فعالیت داشته باشد و نظرات خود را بیان نماید اما ای کاش کسانی که رانتهایی این چنینی در اختیار نیروهای تندرو قرار می دهند که آنها یک شبه و بدون هیچ سابقه، کارگردان سینمای کشور شوند کمی از این امکانات را در اختیار دهها و صدها جوان با استعداد این کشور قرار می دادند تا آنها نیز حداقل کمی توانایی های خود را به نمایش گذارند. بر خلاف آن که عده ای از حضور نیروی تندروی گذشته در کسوت کارگردان سینما- آن هم یک شبه با کرامات! بعضی افراد ذی نفوذ - اظهار خوشبختی کرده بودند من آن را اصلا علامت امیدوار کننده ای نمی دانم ، حتی از خود فیلم که به شدت رنگ لمپنیسم را به خود دارد می توان دید که : هیچ چیز عوض نشده است...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 13:24 توسط یونس سماوی
|
بیشتر کسانی که نام سید مرتضی آوینی را شنیده اند او را با فیلمهای مستندی که ساخته است می شناسند، گرچه دوستدارانش او را بیشتر با نوشته هایش شناختند، نوشته هایی که برای بسیاری از جوانانی که سرگردان و خسته در بین جریانهای فکری گوناگون جامعه به دنبال تفکری حقیقت گرا بودند. در نوشته های آوینی دین و مذهب به فرم شعاری و قیم مآبانه مطرح نشده است، در آثار او «حکمت» را به عیان می توان دید و آن چه که بر خوانندگان- عمدتا جوان- آثارش تاثیری پایدار گذاشته است همین وجهه نوشته های اوست و گر نه در این روزگار هم دکان موعظه و عرضه دین زیاد است و هم فلسفه بافی، هرکسی که کمی گیر معاش نباشد یا فلسفه می بافد یا فکر می سازد،اهل دیانت هم که جز حرفهای تکراری و مناسب مذاق اهل ظاهر چیزی در بساط ندارند. اما او حکیم بود و نه فیلسوف- به معنای متعارف- و این حکمت چشم تیز بینی به او داده بود که در این آشفتگیهای تفکر در روزگار ما او را به فانوسی مبدل ساخت که راه می نماید.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 23:23 توسط یونس سماوی
|
به قلم مژده مشرقی دكتر محمد مددپور يكى از معروف ترين مستمعان فرديد بود. شايد اين شهرت را وى مديون چالش هاى مستقيمش با مدرنيست ها در نشريات و روزنامه هاى مختلف باشد. او كه صاحب آثار فراوانى است به ويژه پس از انتشار مجموعه اى از سخنرانى هاى «سيداحمد فرديد» با عنوان «ديدار فرهى و فتوحات آخرالزمان» ناگهان در مركز توجه واقع شد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 10:55 توسط یونس سماوی
|
ماجرای بازداشت نظامیان انگلیسی دارای نقاط روشن و نیز تاریکی بود. از نقاط مثبت آن را می توان تحقير دولت انگليس دانست.به جز مطبوعات دست راستي انگليس، ساير رسانه هاي اين كشور،قبول داشتند که ايران هوشمندانه فاز تحقير انگليس را به پيش برد،تحقير دولتي كه روزی استعمارگر بزرگ دنیابوده يك ضربه حيثيتي جبران ناپذير براي دولت توني بلر بود. يادداشت وزارت امور خارجه انگليس كه در آن نسبت به عدم تعرض دوباره به مزهاي آبي ايران، تضمين داده شده،نشان بارز این تحقیر بود .مسلما این خاطره ی حساسیت ایران نسبت به تمامیت ارضی کشور خود تا مدتها در ذهن آنها خواهد ماند و تاثیرات مثبتی برای ایران خواهد داشت. اما نقاط تاریک این ماجرا: ۱) در حالی که یکی دو روز قبل از آزادی نظامیان تونی بلر سخنرانی خود را اولتیماتوم گونه بیان کرده بود(که اگر تا ۴۸ ساعت آینده نظامیان آزاد نشوند تدابیر سختی علیه ایران اندیشیده خواهد شد) آیا نمی شد این افراد کمی دیزتر آزاد می شدند که شائبه ترسیدن ایران مطرح نشود؟ ۲)اصلا معلوم نیست چرا آقای احمدی نژاد با این نظامیان قبل از آزادیشان دیدار کرد،علت تحویل گرفتن چند نظامی کم سن وسال و با درجه پایین،توسط یک مقام بلند پایه کشور اصلا عاقلانه نبود.
+
نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 12:57 توسط یونس سماوی
|
به سراغ من اگر می آیید سهراب سپهری
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 14:19 توسط یونس سماوی
|
امروز مقاله ای را با عنوان "مصيبت دختران كشور ثروتمند دنيا" می خواندم که در نیوزویک چاپ شده است. (از اینجا بخوانید) اگر چه درباره فساد در غرب در رسانه های ایران زیاد حرف زده می شود اما بدلیل آن که این رسانه ها معمولا غیر تخصصی، غیر علمی و عوامانه به این گونه مباحث می پردازند- و شاید بتوان گفت غیر از فحاشی علیه غرب مطلب دیگری ارائه نمی دهند- می توان گفت که در برخی موارد نتیجه عکس داشته است، به طوری که بسیاری از اقشار مردم بخصوص جوانان دانشگاهی و تحصیل کرده بر این باور راسخ شده اند که در غرب همه چیز از جمله مسائل اجتماعی توسط متخصصان و اندیشمندان برنامه ریزی و اجرا می شود به طوری که مثلا روابط جنسی و به طور اعم روابط اجتماعی را جامعه شناسان، روانشناسان و دیگر نخبگان راه برده و هدایت می کنند. ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 12:13 توسط یونس سماوی
|
و با فرض آن که کسانی از برنامه های توسعه و رشد اقتصادی متمتع شوند ثمره ای جز توسعه لذت گرایی خواهد داشت؟ بسیاری از نیروهای مذهبی فکر می کنند برای آن که در دنیای امروز مردم از دین و اخلاق روی گردان نشوند باید در محیطهایی فرهنگی، مباحث اخلاقی و دینی را به مردم تزریق کرد اما برنامه های توسعه مربوط به بخش اقتصاد است. از نظر این افراد مهم نیست کدام علم، کدام تکنولوژی و کدام برنامه اقتصادی اجرا شود چون آنها مربوط به ساحتی جدای از فرهنگ و دین هستند. ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 12:46 توسط یونس سماوی
|
بالاخره آمریکا و کشورهای اروپایی کار خود را کردند و قطعنامه را به تصویب رساندند. اما چند کلمه دراین باره: بی آبرویی سازمان های بین المللی بیش از گذشته معلوم شد. به آنها هیچ اعتمادی نیست. نه فقط به سازمان های بین المللی- یا به عبارت صحیح تر سازمان های اروپایی- بلکه به هر محصولی که از غرب بیرون می آید باید به دیده شک نگاه کرد خواه سیاسی و خواه فرهنگی یا اقتصادی.به نگاهی که اشکالات غرب را منحصر به حیطه سیاست بداند و دیگر ساحات غرب را مبرا بداند با دیده شک باید نگاه کرد. در چند سال گذشته بسیاری از متفکران سعی داشته اند نگاه با دیده شک به غرب را نوعی بدبینی مفرط معرفی کنند غرب دیگر باید چه کاری انجام دهد تا اعتماد ما به آن به بی اعتمادی بدل شود؟ تنهایی ایران در این دنیا واقعا عجیب است. این موضوع نشان چیست؟...
+
نوشته شده در دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 18:24 توسط یونس سماوی
|
وقتی مقاله مهدی ابراهیم زاده - که آدم مهمی است!- را در وبلاگش با عنوان تير برق، جنبش نرمافزاري و احمدي نژاد خواندم اول تصمیم گرفتم که مطلبی را به صورت کامنت برای او قرار دهم اما دیدم این مطلب بهانه ای است برای این که من هم کمی نظرات خود را مکتوب نمایم، به هر حال اگر به اندازه مهدی آدم مهمی نیستم ولی به هر حال یه کمی را که مهم هستم!! به هر حال این مقاله بهانه ای شد برای نوشتن مطالبی که ذهن مرا مشغول کرده است به همین دلیل این مطالب شاید مستقیما پاسخ نظرات یک آدم مهم نباشد. سعی کرده ام در این مقاله کمتر مغلق گویی و استفاده از اصطلاحات گوناگون که رایج محافل علمی است راه پیدا کند. آشفته گویی هایی با پُز روشنفکرانه که اغلب بی حاصلند. ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 13:28 توسط یونس سماوی
|
تقابل فرهنگ شیعی با مدرنیته برکسی پوشیده نیست. چه بخواهیم و چه نخواهیم ما در یک رویارویی با غرب قرار گرفته ایم. به جرات می توان گفت این موضوع در بین تمامی متفکران امری پذیرفته شده است هرچند کسانی این تقابل را در تمام وجوه ندانند و یا افرادی در این تقابل حق را به مدرنیته بدهند اما به هر حال نفس این رویارویی قابل انکار نیست. ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 7:42 توسط یونس سماوی
|
|
![]() |
|
Powered By Nardeban Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:. |
|