![]() |
|
|
در روزهای اخیر کریستین امانپور خبرنگار سی ان ان با سفر به ایران گزارش هایی از نقاط مختلف کشور برای این شبکه تهیه کرد. بسیاری از مردم صحبت های او را با خبرنگاران مجلس در برنامه« بیست و سی» دیده اند. بی احترامی های او در مصاحبه ها به حدی غیر قابل تحمل رسیده است و البته سکوت و بی توجهی وزارت ارشاد و وزارت خارجه در این باره بیشتر جای سوال دارد. این دفعه اولی نیست که او در گفتگو با ایرانی ها با بی احترامی برخورد می کند. امانپور در مصاحبه ای که با آقای احمدی نژاد رییس جمهور ایران داشت با نوع نشستن و حركات دست و نیز استفاده نكردن از عنوان و نام مصاحبهشونده در اکثر پرسشها و همچنین استفاده از عبارت توهينآميزDo you understand براي مخاطب قرار دادن رئيسجمهور تنها مساله ای که مد نظر نداشت این بود که در مقابل رییس جمهور یک کشور هفتاد میلیونی قرار دارد و باید عرف رسانه ای و دیپلماتیک را باید رعایت نماید. ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 7:3 توسط یونس سماوی
|
دیکتاتورها موضوع همیشه تاریخ بوده اند. از زمان فرعون و نمرود تا صدام و رضا و محمدرضا پهلوی همگی را با تمام تفاوت ها می توان دیکتاتور نامید.چه عاملی باعث می شود تا یک نفر تا اوج یک دیکتاتوری تمام عیار بالا رود؟ برای پاسخ به چنین سوالی از دیدگاه های متفاوتی می توان به موضوع نگاه کرد. اگر از دیدگاهی فردی به موضوع نگاه کنیم خصوصیاتی خاص را در دیکتاتورها می بینیم که در افراد دیگر به مراتب کمتر دیده می شوند. قدرت طلبی و عشق به مقام و شهرت در حدی که حاضرند هر بهایی را برای آن بپذیرند و اگر از دیدگاه اجتماعی به موضوع نظر بیندازیم جامعه ای را می بینیم که به علت فقر فرهنگی ،مشکلات اقتصادی – و به تبع آن ترس از دست دادن اندک بضاعت مالی خود در صورت مقاومت در برابر دیکتاتور- و یا فقر اخلاقی تن به دیکتاتوری می دهد. افراد جامعه ای که دچار فقر اخلاقی است خود را مجموعه ای از گرگ ها می پندارند که باید برای کنترل آنها یک دیکتاتوری خونین حاکمیت داشته باشد. ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 10:35 توسط یونس سماوی
|
موضوع سختی را انتخاب کرده ام اگر چه در وهله اول سهل و آسان به نظر می رسد،چه کسانی وفادار می مانند؟ از وفای اصحاب امام حسین (ع) می گوییم، اما آن همه انسانهایی که در آن زمان نام مسلمانی را به دوش می کشیدند کجا بودند؟ اگر از منظری تاریخی به موضوع بنگریم براحتی می توانیم دریابیم چرا جامعه آن زمان این گونه منفعل سیدالعرفا را تنها می گذارد، از سقیفه تا تبعیض های خلیفه سوم بین مسلمانان و قدرت گرفتن بعضی بزرگان آن زمان با اموال حاصل از فتوحات ،تا جمل و صفین ، تا تحمیل صلح آنچنانی به امام حسن، جامعه آن زمان راهی را طی کرده بود که بازگشت از ناممکن به نظر می رسید. اما مگر آنهایی که در روز واقعه جنگیدند فرزند زمان خود نبودند؟ چرا آنها مقهور زمانه خویش نبودند؟ بگوییم عقل به مدد آنها آمده بود؟ آیا عقل می تواند انسان را در مقابل لشکری دهها هزار نفری نگه دارد؟ اگر عقل انسان استدلالهایی در نهایت دقت و قوت را در وسط میدان جنگی که می داند نتیجه آن جز جان باختن نیست بیاورد ذره ای از لرزش دست و پای او کم نخواهد شد. پس بگوییم شجاعت و دلاوری؟ اما این هم نه، چه بسا در آن زمان دهها و صدها انسان شجاع و عاقل و حتی دانای به زمان خویش وجود داشتند که آن روز نبودند آنجایی که باید می بودند. شاید بتوان گفت آنان سالیان سال وجود خویش را برای چنین روزی آماده کرده بودند. وزنه برداری که وزنه ای چند ده کیلویی را بر می دارد حاصل سالها تلاش خود را به ما می نماید، اما چه بسیار کسانی که در همان زمان اهل ریاضت و پرهیز بوده اند،پس شاید ریاضت تنها هم آنچنان که باید به داد انسان نرسد: تکیه برتقوی ودانش در طریقت کافریست رهرو گرصد هنر دارد توکل بایدش اگرچه آنان که در کربلا ماندند و شرط وفا را زیر پا نگذاشتند، سالها با رنج سلوک خود را آماده کرده بودند اما باید به دنبال آن بگردیم که رونق و جلایی به سلوک آنها داده بوده است : آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند بود آیا که گوشه چشمی به ما کنند و به زبان قرآن: وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود ، هرگز احدى از شما پاك نمي شد.(نور/21) و البته آن که چندین سال آن چنان بوده است که روزی وفا را از یاد نبرد به چشم انسانهای ظاهر اندیش چه بسا که نه چندان عارف بوده و نه متدین ، و البته ستار العیوب بودن حضرت حق این چنین هم اقتضا می کند، زهیر تا شب قبل از عاشورا در مقابل آل الله و در جبهه « عثمانی ها» بود و حر نیز که داستانی شناخته شده دارد . یکی غلامی بود به ظاهر معمولی و دیگری تا شبی قبل نصرانی بود.اما چه کسی فکر می کرد تا ابد به نام اهل وفا باقی بمانند؟ *چاپ در روزنامه اصفهان ۵ بهمن۸۵
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 9:36 توسط یونس سماوی
|
این پرسش همیشه برای من مطرح بوده که چرا همه ما انسان ها در این دنیا فکر می کنیم که می تونیم تمام مشکلات خودمون را حل کنیم و بدون دغدغه تا آخر عمر بدون مشکل در خوشی و کیف محض و... زندگی کنیم! همه فکر می کنیم که این یکی دیگه آخرین مشکل ماست و دیگه مشکلات ما تموم می شه، ولی فکر نمی کنیم که سالیان ساله که فکر می کنیم که این دیگه آخری اونهاست! ولی این مشکل که تمام شد سر وکله یکی دیگه پیدا می شه. من فکر می کنم بیشتر از اونی که قانون بقای انرژی مهم باشه قانون بقای مشکل مهمه! ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 7:19 توسط یونس سماوی
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 10:3 توسط یونس سماوی
|
|
![]() |
|
Powered By Nardeban Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:. |
|